تبلیغات
نکته ها و مفاهیم درسهایی از شیمی پایه - مطالب ابر شیمی 2
 
نکته ها و مفاهیم درسهایی از شیمی پایه
درباره وبلاگ


ارائه ی درسها وسئوالات امتحانات داخلی ونهایی و کنکور دانشگاههاو ازمایشهای جالب و مطالب مختلف دیگر

مدیر وبلاگ : عبداله جهانتاب
دوشنبه 19 مرداد 1394 :: نویسنده : عبداله جهانتاب

تغییرات اتم هنگام پرتوزایی

 

با خروج هر ذره آلفا از اتم ، ۲ پروتون و ۲ نوترون از هسته اتم خارج می شود ، بنابراین عدد اتمی ۲ واحد و عدد جرمی ۴ واحد کاهش می یابد و اتم به اتم عنصر دیگر با هسته سبکتر تبدیل می شود . به عنوان مثال عنصر X با عدد اتمی Z و عدد جرمی A با خارج شدن یک ذره آلفا به عنصر Y با عدد اتمی Z-2 و عدد جرمی A-4 تبدیل می شود .
با خروج هر ذره بتا از اتم ، تعداد پروتونهای هسته اتم یک واحد افزایش و تعداد نوترونهای هسته اتم یک واحد کاهش می یابد . زیرا هنگام خروج پرتوی بتا ، یک نوترون هسته اتم به پروتون و الکترون تبدیل می شود ، که الکترون تشکیل شده بصورت پرتوی بتا از اتم خارج می شود و پروتون درون هسته باقی می ماند . بنابراین با خروج هر ذره بتا ، عدد اتمی عنصر یک واحد افزایش ولی عدد جرمی آن تغییر نمی کند و عنصر به عنصر بعدی خود در جدول تبدیل می شود . به عنوان مثال عنصر X با عدد اتمی Z و عدد جرمی A با خارج شدن یک ذره بتا به عنصر Y با عدد اتمی Z+1 و عدد جرمی A تبدیل می شود .
با خروج پرتوی گاما ، عدد اتمی و عدد جرمی عنصر تغییری نمی کند و فقط اتم مقداری از انرژی خود را از دست داده و به سطح انرژی پایین تر می رسد و پایدارتر می شود .




نوع مطلب :
برچسب ها : شیمی 2،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 19 مرداد 1394 :: نویسنده : عبداله جهانتاب

انرژی کوانتیده

کوانتوم در لغت به معنای تکه تکه و جزء جزء است . می توان گفت هر چیزی که از قطعات مجزا و یکسان درست شده باشد ، کوانتومی است . به عنوان مثال خودکار ، مداد ، لیوان و … کوانتومی می باشند زیرا قطعه قطعه می باشند ولی پارچه کوانتومی نیست ، زیرا حالت پیوسته داشته و از قطعات یکسان و مجزا تشکیل نشده است .
در مورد انرژی هم می توان از همین قاعده استفاده کرد ، انرژی شخصی که در پله ها بالا می رود کوانتومی است ، زیرا فقط می تواند مقادیر معینی انرژی داشته باشد . این شخص می تواند فقط روی هر پله ایستاده باشد و نمیتواند بین پله ها قرار داشته باشد ولی انرژی شخصی که در سطح شیبدار بالا می رود کوانتومی نیست ، زیرا می تواند در هر نقطه سطح شیبدار بایستد و هر مقداری از انرژی را داشته باشد .
الکترونهای اتم تنها می توانند در ترازهای انرژی (لایه های الکترونی) قرار داشته باشند ، بنابراین هر الکترون فقط می تواند مقادیر معینی انرژی داشته باشد . به همین خاطر گفته می شود انرژی الکترونها در اتم کوانتیده است .




نوع مطلب :
برچسب ها : شیمی 2،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 تیر 1394 :: نویسنده : عبداله جهانتاب

نام گذاری آلکان های شاخه دار


برای نام گذاری آلکان های شاخه دار، به ترتیب زیر عمل می کنیم:

 گام اول: زنجیر اصلی را تعیین می کنیم. زنجیر اصلی شامل بیشترین تعداد اتم کربن متوالی است که به یکدیگر متصل شده اند. آنچه بیرون از زنجیر اصلی باقی می ماند، شاخه فرعی نام دارد.

اگر در یک ساختار، دو زنجیر با تعداد اتم کربن مساوی وجود داشت، زنجیری را به عنوان اصلی انتخاب می کنیم که تعداد شاخه های آن بیشتر باشد.

  گام دوم: کربن های زنجیر اصلی را شماره گذاری می کنیم. شماره گذاری زنجیر اصلی از طرفی آغاز می گردد که به نخستین شاخه فرعی نزدیک تر باشد.

نام گذاری 1

اگر از دو طرف زنجیر اصلی تا نخستین شاخه به یک اندازه فاصله بود، شماره گذاری از طرفی آغاز می شود که تعداد شاخه ها (تراکم شاخه ها) بیشتر باشد.

  اگر از دو طرف زنجیر اصلی تا نخستین شاخه فرعی به یک اندازه فاصله بود و تعداد شاخه ها نیز از دو طرف یکسان بود، شماره گذاری را از طرفی آغاز می کنیم که حرف اول نام شاخه از نظر الفبای انگلیسی مقدم باشد (اگر اول به اتیل رسیدیم بعد به متیل، شماره گذاری را از همان سمت آغاز می کنیم).

  گام سوم: آلکان شاخه دار را نام گذاری می کنیم. برای این کار ابتدا شماره کربن متصل به شاخه فرعی ذکر می شود و سپس نام آلکان بر حسب تعداد کربن زنجیره اصلی بیان می شود.

2 - متیل پروپان

2 - متیل پروپان

فراموش نکنید که شماره گذاری از سمتی آغاز می شود که به زنجیر فرعی نزدیک تر باشد.

2 - متیل پنتان (قرمز) نه 4 - متیل پنتان (آبی)

2 - متیل پنتان (قرمز) نه 4 - متیل پنتان (آبی)

 اگر از یک نوع شاخه، بیش از یک عدد به زنجیر اصلی متصل باشد، تعداد آن شاخه باید با استفاده از پیشوند های یونانی (مونو=یک، دی=دو، تری=سه، تترا=چهار و ...) ذکر شود.

2 و 4 - دی متیل هگزان (قرمز)  نه 3 و 5 - دی متیل هگزان (آبی)

2 و 4 - دی متیل هگزان (قرمز) نه 3 و 5 - دی متیل هگزان (آبی)

 ترتیب بیان نام شاخه های فرعی بر اساس الفبای انگلیسی با توجه به حرف اول نام شاخه است. به عنوان مثال نام اتیل (E) باید قبل از نام متیل (M) ذکر شود.

4 - اتیل 2 و 2 - دی متیل هگزان

4 - اتیل 2 و 2 - دی متیل هگزان





نوع مطلب :
برچسب ها : شیمی 2،
لینک های مرتبط :

نقدی بر کتاب شیمی سال دوم دبیرستان [مهدی عاصمی]

در ادامه مطلب، می توانید جزوه ای را پیرامون ایرادها واشکالات علمی موجود در کتاب شیمی ۲ که توسط همکار عزیزمان از شهر قم، جناب آقای مهدی عاصمی تهیه شده است را مطالعه نمایید:

 

از آن جا که قرار است کتاب های شیمی طی سال های آینده تغییر پیدا کنند بر آن شدم تا برخی از ایراداتی که در کتاب های موجود بوده را به صورت یک نقد و تحلیل در معرض نظر همکاران عزیز در سراسر کشور بگذارم.
امیدوارم این نقد بتواند در راستای بهبود و افزایش کیفیت کتاب های بعدی موثر باشد. اگرچه سعی نکردم که در این جا راجع به محتوای مطالب درسی نظر دهم ولیکن در آینده در مقاله ای جداگانه به آن خواهم پرداخت. همچنین نقد بر کتاب سوم نیز آماده بوده و در آینده ای نزدیک ارائه خواهد شد. در مورد کتاب پیش دانشگاهی نیز به دلیل تغییرات زیادی که به وجود آمده با تامل بیشتری رفتار می کنیم.
در پایان باید بگویم که این نکات بر اساس علم کم اینجانب بیان شده و ممکن است قابل نقدی دیگر باشد اگرچه برای بیان آن ها منابع بسیاری دیده ام.

مهدی عاصمی- کارشناس ارشد شیمی و دبیر شیمی استان قم

نقد کتاب شیمی سال دوم دبیرستان چاپ ۹۳

مورد اول: در صفحه ۳  بند سوم نظریه اتمی دالتون

نظریه دالتون در منابع مختلف، هم به صورت سه بندی ، پنج بندی و هم به صورت هفت بندی دیده می شود که در دو حالت اول معروف تر می باشد و چنین آمده است: ” در واکنش های شیمیایی اتم ها نه به وجود می آیند و نه از بین می روند.” ولی در کتاب درسی اشاره ای به واکنش های شیمیایی نشده است. در این صورت می تواند توسط واکنش های هسته ای مورد خدشه واقع شود زیرا در آن جا ” قانون پایستگی ماده و انرژی” داریم. پس باید عبارت ” در واکنش های شیمیایی” به آن اضافه شود.

مورد دوم: در صفحه ۴

در سطر دوم در تعریف برقکافت در جمله معترضه می گویید :” –روشی که به آن برقکافت می گویند-” سپس در توضیح پایین شکل می گوید: “برقکافت ، یک واکنش شیمیایی است که…”
بهتر است برای هماهنگی بیشتر جمله داخل متن که به صورت معترضه آمده حذف شود.

مورد سوم: در صفحه ۴ توضیح شکل بالا

تعریف ارائه شده برای برقکافت ناقص است و فقط به حالت محلول اشاره کرده است. پس طبق واژه نامه آخر کتاب دوم و چهارم و همچنین فصل الکتروشیمی سال چهارم باید این گونه اصلاح شود: ” برقکافت، یک واکنش شیمیایی است که با عبور جریان برق از درون یک محلول یا ماده مذاب به وقوع می پیوندد.”

مورد چهارم: در صفحه ۴

در سطر سوم می خوانیم: ” فیزیک دان ها برای توجیه این مشاهده ها برای الکتریسیته ذره ای بنیادی پیشنهاد کردند و آن را الکترون نامیدند” و در حاشیه می خوانیم” جورج استونی … نامید.”
چگونه هم زمان دو فعل نامیدند و نامید برای یک موضوع به کار رفته است؟ باید حاشیه حذف شود و در متن گفته شود:” فیزیک دانی به نام جورج استونی در سال ۱۸۹۱ آن را الکترون نامید.”

مورد پنجم: در صفحه ۴ سطر پنجم همچون دانش مندان

در این سطر می خوانیم:” این پرتوها بر اثر برخورد با یک ماده فلوئورسنت، نور سبزرنگی ایجاد می  کنند.”
همان گونه که می دانیم مواد فلوئورسنت زیادی وجود دارد که با تابش پرتو کاتدی به آن ها نورهای مختلفی ایجاد می شود. مانند  ۴OwaC  به رنگ آبی و۵ O2B2aC به رنگ زرد مایل به نارنجی.
پس باید متن به یکی از این دو صورت تصحیح شود:” …. با یک ماده فلوئورسنت ، نور رنگی ایجاد می شود.” یا ” با یک ماده فلوئورسنت مانند روی سولفید، نور سبز رنگی ایجاد شود.”

مورد ششم: در صفحه ۵ شکل ها و نتیجه گیری های تامسون

در نتیجه گیری شماره ۱ می گوید: ” پرتوهای کاتدی به خط راست حرکت می کنند.”
برکسی پوشیده نیست که آزمایش اصلی تامسون بر روی یک صلیب چنین نتیجه ای را ایجاد کرد و البته امروزه هر شیء دیگری با سایه ای که روی دیواره می اندازد این مطلب را اثبات می کند ولی متاسفانه چنین شکل هایی دیده نمی شود و اساتید محترم برای این نتیجه گیری جواب علمی نمی دهند.
از طرفی نتیجه ای که از شکل های آ و ب می توان گرفت این است که : “پرتوهای کاتدی گاز درون لوله را ملتهب می کنند.” یا این که “ایجاد پرتوهای کاتدی به نوع گاز درون لوله بستگی ندارند.” که ما چنین نتیجه ای را در موارد ارائه شده کتاب نمی بینیم.
پس باید شکل سایه آورده شود و در ضمن نتیجه واقعی مربوط به شکل های آ و ب نیز آورده شود.

مورد هفتم: در صفحه ۶  نبودن توضیح فسفرسانس

درسطر سوم این صفحه می خوانیم: ” در سال ۱۸۹۶ هانری بکرل فیزیک دانی که روی خاصیت فسفرسانس مواد شیمیایی…”
که متاسفانه توضیح فسفرسانس از حاشیه کتاب حذف شده و نمی دانیم چرا چنین کاری انجام شده است؟؟!! چگونه دانش آموز باید بداند فسفورسانس چیست؟ پس باید حتما توضیح قبلی که حذف شده برگردد. ( البته در فکر کنید پایین صفحه نیز واژه فسفرسانس آمده است.)

مورد هشتم: در صفحه ۷

در سطر هفتم می خوانیم :” … با عجله به سراغ آن ها رفت و تصمیم گرفت فیلم درون کشو را ظاهر کند.”
این جمله ناقص است چون او نمی تواند بدون دلیل و بدون قرار دادن در آفتاب به فکر ظهور فیلم ها بیفتد. پس صحیح آن چنین است:” … تصمیم گرفت فیلم درون کشو را ظاهر کند تا ببیند که اندک فسفرسانس باقیمانده دربلور اورانیوم در آزمایش های قبلی چقدر بر روی فیلم عکاسی اثر گذاشته است.”

مورد نهم: در صفحه ۹ فکر کنید پایین صفحه

در مشاهده اول می گوید:” بیشتر” و در مشاهده دوم می گوید: ” تعداد زیادی” و در مشاهده سوم می گوید: ” تعداد بسیار اندکی”
همان گونه که می دانیم کلمه “بیشتر” با کلمه “تعداد زیادی” فرق خاصی ندارد و کاملا واضح است که بر اساس تعداد ذرات، باید قید دوم ” تعداد اندکی آورده شود تا هر سه قید با تعداد ذرات آلفا برای آن ها همخوانی داشته باشند به این گونه که قید اول:” تعداد زیادی” و قید دوم:” تعداد اندکی” و قید سوم:” تعداد بسیار اندکی ”

مورد دهم: در صفحه ۱۱ در مورد کاشف عدد اتمی

در مورد کاشف عدد اتمی سه نظریه وجود دارد: ا- رادرفورد ۲- موزلی ۳- موزلی و رادرفورد. متاسفانه در کتاب فعلی، هر سه مورد آورده شده!! به گونه ای که در متن ، رادرفورد و در حاشیه در جمله عجیبی موزلی، که به سرعت رادرفورد جایگزین می شود؛ و در صفحه ۳۱ پایین صفحه، پنج سطر به آخر می گوید:” چهل سال بعد از مندلیف، موزلی و رادرفورد کشف کردند….”!!! پس هر سه نظریه در کتاب آمده است که باید اصلاح شود؛ یعنی حداقل در حاشیه واژه “هم” آورده شود و گفته شود:” امروزه از او هم به عنوان کشف کننده پروتون یاد می شود.” و مطلب صفحه ۳۱ نیز طبق ایرادی که در مورد های بعدی اشاره می شود اصلاح شود.

مورد یازدهم: در صفحه ۱۳ مبحث واحد جرم اتمی

در سطر هفتم میخوانیم:” دانشمندان جرم این اتم را دقیقا برابر با ۰۰۰/۱۲ در نظر گرفتند” که این صفرها تعداد ارقام بامعنی را افزایش داده اند. در سطر اول گفته شده:” جرم یک اتم اکسیژن ۳۳/۱ برابر جرم یک اتم کربن است…” و در سطر سیزدهم می گوید:” جرم اتم اکسیژن ۰۰۰/۱۶ است!!!
اولا اگر عدد ۳۳/۱ را در عدد ۱۲ ضرب کنیم هرگز عدد روندی به دست نمی آید چه برسد به این که سه رقم با معنی نیز به آن اضافه کنیم. و دوم این که فقط و فقط جرم اتم کربن ۱۲ را ما ۰۰۰/۱۲ می نویسیم زیرا ما آن را دقیقا این گونه فرض می کنیم و جرم سایر عناصر هیچ کدام نمی توانند صفر بعد از اعشار داشته باشند زیرا نسبی به دست می آیند و توسط ما عدد داده نمی شوند. پس باید جرم اکسیژن در سطرهای نهم و سیزدهم اصلاح شود و فقط ۱۶ نوشته شود.

مورد دوازدهم: طیف نشری خطی هیدروژن

در صفحه ۱۹ در شکل ۷ رنگ خط طیفی ۶۵۶ قرمز است در صورتی که در صفحه ۱۷ در شکل ۶ نارنجی می باشد. البته رنگ واقعی نیز نارنجی است.

مورد سیزدهم: در صفحه ۲۴ در سطر ششم

در این سطر می گوید:” در سال ۱۹۲۵ یک فیزیک دان اتریشی به نام پائولی….” و در صفحه ۲۰ در سطر اول مدل کوانتومی می خوانیم:” در سال ۱۹۲۶ اروین شرودینگر…”
یعنی پائولی یک سال قبل از شرودینگر اصل طرد خود را ارائه داده است!!! البته سال واقعی برای پائولی ۱۹۳۵ است که احتمالا در هنگام تایپ ۱۹۲۵ تایپ شده است.

مورد چهاردهم: در صفحه ۲۹ شکل ابتدای فصل دوم

در این شکل قیچی در حال بریدن H به رنگ آبی است ولی در جدول ارائه شده H به رنگ نارنجی آورده شده که البته رنگ آبی صحیح است.

مورد پانزدهم: در صفحه ۳۱

در پایین صفحه تحت عنوان جدول تناوبی امروزی عنصرها می خوانیم:” چهل سال پس از مندلیف، موزلی و رادرفورد کشف کردند که…”
این جمله دو ابهام دارد. اول این که وقتی می گوییم بعد از مندلیف منظور بعد از فوت مندلیف است ولی از آن جا که کشف پروتون در سال ۱۹۱۹ بوده پس منظور سال ارائه جدول بوده نه سال فوت او. پس باید گفته شود:” چهل سال پس از ارائه جدول تناوبی توسط مندلیف…”
ابهام دوم این است که آقای موزلی چهل سال بعد از ارائه جدول از دنیا رفته بوده و نمی توانسته چیزی را کشف کند. پس باید موزلی از این عبارت حذف شود. ( البته در مورد دهم اشاره کردیم که نباید بر طبق گفته های فصل اول این عبارت در فصل دوم می آمده است.)

مورد شانزدهم: در صفحه ۳۹

در این سطر می خوانیم: ” این عنصرها برخی فلزها، نافلزها و شبه فلزها را شامل می شود.”
از آنجا که کلمه برخی می تواند برای نافلزها و شبه فلزها نیز استفاده شود باید برای جلوگیری از این مشکل جمله این گونه بیاید:” این عنصرها شبه فلزها، همه نافلزها به غیر از هیدروژن و برخی فلزها را شامل می شود.”

مورد هفدهم: در صفحه ۴۳ تعریف شعاع اتمی

در حاشیه این صفحه، شعاع اتمی هم شامل شعاع کووالانسی و هم شامل شعاع واندروالسی می شود ولی در متن در سطر پنجم می گوید: ” بنابر تعریف به نصف فاصله میان هسته دو اتم مشابه در یک مولکول دو اتمی شعاع اتمی گفته می شود.” که بر طبق حاشیه باید بگوید” شعاع کووالانسی گفته می شود.”

مورد هجدهم: در صفحه ۴۶ در شکل ۹

در این شکل اعداد گزارش شده برای اتم های N و S باید تغییر کنند زیرا در مبحث اعداد اکسایش در تعیین اتم الکترونگاتیوتر به مشکل بر می خوریم زیرا اعداد آن ها دقیقا با lC وC یکسان می باشد. اعداد گزارش شده در برخی منابع برای lCعدد ۱/۳ است و برای S عدد ۶/۲ می باشد. ( البته در برخی منابع هم، با نوشتن دو رقم بعد از اعشار این مشکل را حل کرده اند.)

مورد نوزدهم: در صفحه ۴۹

در سطرچهارم می خوانیم:” وقتی اتمی به آرایش هشتایی پایدار می رسد از واکنش پذیری آن کاسته می شود و دیگر تمایلی به تشکیل پیوند های بیشتر از خود نشان نمی دهد.”
قسمت اول جمله که می گوید کاسته می شود کاملا درست است زیرا هنوز می تواند پیوند داتیو بدهد یا این که از اکتت تجاوز کند و فرا اکتت شود ولی قسمت دوم، آن را نقض می کند پس باید گفته شود:” و دیگر تمایل چندانی…”

مورد بیستم: در سطر بیست و چهارم

در پایین صفحه می خوانیم:” فلزها عنصرهایی هستند که اتم آن ها با از دست دادن الکترون های ظرفیت خود به آرایش هشتایی می رسند.”
همان گونه که می دانیم تعداد فلزهایی که در جدول تناوبی به آرایش هشت تایی می رسند بسیار کمتر از فلزهایی است که به آرایش هشت تایی نمی رسند. که این مطلب به درستی در صفحه ۵۰ سطر اول مبحث یون های چند اتمی بیان شده ومی گوید:” بسیاری از عنصرهای اصلی…” پس اکثر عناصر واسطه و برخی عناصر اصلی به آرایش هشت تایی نمی رسند. به همین خاطر باید به جای کلمه “هشت تایی”  کلمه “پایدار” آورده شود و گفته شود:” فلزها ….. به آرایش پایدار می رسد.”

مورد بیست ویکم: در صفحه ۵۱و۵۰ جدول ۱ و شکل ۱

در جدول ۱ یون هایی را با عنوان “یون های کمتر متداول ” با علامت * مشخص کرده است ولی در شکل ۱ همین یون ها را با عنوان متداول آورده و صحبتی از کمتر متداول نشده است! پس باید در شکل ۱ همانند جدول ۱ همان یون ها نشان دار شده و به صورت کمتر متداول معرفی شوند تا هماهنگی بین هر دو ایجاد شود.

مورد بیست و دوم: در صفحه ۵۳ شکل ۳

در این شکل متاسفانه اندازه اتم سدیم و کلر بسیار نزدیک است و شکل غیرواقعی کشیده شده است. البته اندازه صحیح در صفحه ۴۴ شکل ۷ آمده است. برای تصحیح باید اتم کلر با قطرmm 12 و یون آن با قطرmm  ۱۶ کشیده شوند تا از اتم سدیم کاملا متمایز شوند. ( همان گونه که می دانیم بزرگترین شعاع برای اتم سدیم و سپس یون کلر و سپس اتم کلر و در آخر یون سدیم می باشد.)

مورد بیست و سوم: در صفحه ۵۳ شکل ۲

در حاشیه کتاب در توضیح شکل ۲ می خوانیم:” از واکنش سدیم مذاب و گاز کلر…”
همان گونه که می دانیم در چرخه بورن – هابر الزامی به مذاب بودن سدیم نیست و از طرفی دانش آموزان در معادله تشکیل سدیم کلرید، سدیم را به حالت جامد می بینند نه مذاب! از طرف دیگر نیز در شکل ارائه شده سدیم به حالت جامد است! پس بهتر است که اشاره ای به حالت فیزیکی سدیم نشود.

مورد بیست و چهارم: در صفحه ۵۴

در سطر دهم این صفحه می خوانیم:” هر ترکیب شیمیایی که یون های با بار ناهم نام ذره های سازنده آن هستند یک ترکیب یونی یا نمک نامیده می شوند.”
در این جا آوردن حرف ربط ” یا”  ترکیب یونی را با نمک معادل هم قرار می دهد در صورتی که می دانیم هر نمکی ترکیب یونی است ولی هر ترکیب یونی نمک نیست مانند بازها ، هیدروکسید فلزها و اکسید فلزها که ترکیب یونی هستند ولی نمک نمی باشند. پس باید کلمه نمک از جمله حذف شود.

مورد بیست و پنجم: در صفحه ۵۶

در سطر بعد از فکر کنید می خوانیم:” تمام ترکیب های یونی به علت نیروهای جاذبه قوی بین یون های آن ها در برخی خواص مشترکند.”
در این جا دو قید آورده شده و می دانیم که تکیه کلام بر روی قید دوم است و هیچ نیازی به قید” تمام” نمی باشد پس باید حذف شود.

مورد بیست وششم: در صفحه ۵۷

در سطر پنجم این صفحه می خوانیم: “ترکیب یونی سخت است زیرا برای شکستن همه پیوند های میان یون ها به انرژی بسیار زیادی نیاز است.”
می دانیم که برای برسی سختی یک ماده از اثر آن بر روی مواد دیگر استفاده می شود پس نیازی به شکستن همه پیوند ها نیست  و فقط پیوندهای در سطح شکسته می شوند. اما در بیان علت نقطه جوش بالا، چنین دلیلی ارائه می شود زیرا باید همه پیوند ها شکسته شوند. پس باید کلمه همه از جمله یاد شده حذف شود.

مورد بیست و هفتم: در صفحه ۶۹

در سطر هشتم این صفحه می خوانیم:” جدول ۲  طول و انرژی برخی از پیوند های کووالانسی را نشان می دهد. توجه کنید که با افزایش طول پیوند از انرژی پیوند کاسته می شود.”
همان گونه که می دانیم انرژی پیوند به عوامل دیگری نیز همچون قطبیت بستگی دارد و در جدول ۲  نیز دو مورد نقض برای ارتباط انرژی پیوند با طول آن وجود دارد که با افزایش طول انرژی نیز زیاد شده است. یکی درC ­ H و lC­H و دیگری درl ­H و lC­C پس باید جمله این گونه اصلاح شود:” با افزایش طول پیوند اغلب از انرژی پیوند کاسته می شود.”

مورد بیست و هشتم : در صفحه ۷۱

در سطر دهم می گوید:” شکل ۵ نشان می دهد که شباهت خواص این پیوند به خواص پیوند های یونی بسیار بیشتر از خواص پیوند های کووالانسی ناقطبی است”
در سطرهای قبلی، کتاب بر آن شده که ابتدا پیوند کوالانسی ناقطبی و سپس قطبی و سپس یونی بیان شود. به همین خاطر به هنگام معرفی پیوند یونی می خواهد آن را از پیوند کووالانسی قطبی متمایز کند نه ناقطبی. به همین خاطر باید در این جمله کلمه ناقطبی به قطبی تبدیل شود.

مورد بیست ونهم: در صفحه ۷۱

در سطر یازدهم می خوانیم:” به طور کلی وقتی …. اغلب آن را….می کنند.”
باز هم می بینیم که آوردن دو قید پشت سر هم اعتبار یکی را ازبین برده است زیرا وقتی گفته می شود ” به طور کلی منظور همان اغلب می باشد و هیچ نیازی به آوردن قید دوم نیست.

مورد سی ام: صفحه ۷۴

دو سطر بالای نمونه حل شده می خوانیم:” وقتی در مولکولی از یک عنصر بیش از یک اتم وجود داشته باشد…”
اگر دقت شود می شود فهمید که در دو قسمت ، می توان ویرگول گذاست که معنای دو جمله ایجاد شده متفاوت می شود یکی بعد از کلمه” مولکولی” و یکی بعد از کلمه” عنصر ”  که صحیح آن گذاشتن ویرگول بعد از مولکولی است. پس گذاشته شود.

مورد سی و یکم: در صفحه ۹۰

در حاشیه صفحه می خوانیم:” نیروهای وان دروالس با افزایش جرم مولکول ها افزایش می یابد.چرا؟”
همان گونه که در صفحه ۸۹ در حاشیه بیان شده به همه نیروهای بین مولکولی واندروالس گفته می شود. ولی در صفحه ۹۰ چون مبحث متن و فکر کنید معرفی نیروهای لوندون است با آوردن کلمه واندوالس آن را هم ارز لوندون کرده و این اشتباه را به وجود می اورد که نیروهای دوقطبی دوقطبی واندروالس نیستند! پس بهتر است که در این جمله به جای کلمه واندروالس از کلمه لوندون استفاده شود.





نوع مطلب :
برچسب ها : شیمی 2،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 تیر 1394 :: نویسنده : عبداله جهانتاب

رسم ساختار لوئیس به اختصار

ر سم ساختار لوئیس به اختصار

۱)اتم مررکزی را انتخاب می کنیم.
اتم مرکزی اتمی است که تعداد آن از بقیه کمتر باشد و در صورت یکسان بودن تعداد اتمی که الکترونگاتیوی کمتری داشته باشد بعنوان اتم مرکزی انتخاب می شود.
نکته:H وهالوزنها(F Cl Br ….) معمولا اتم مرکزی نیستند.
۲)تعداد قلمرو الکترون اتم مرکزی را تعیین میکنیم:
تعداد قلمرواتم مرکزی═۲ /( شماره گروه اتم مرکزی+تعداد اتمهای اطراف اتم مرکزی) * درشمارش اتم های متصل به اتم مرکزی از تعداد اکسیژن ها صرفنظر می شود
CH4═(۴+۴)/۲═۴
SO3═(۶+۰)/۲═۳
۳)قرار دادن اتمها در اطراف اتم مرکزی.
۴)اگر قلمرویی خالی ماند آنرا جفت الکترون غیر پیوندی در نظر بگیرید.
۵)رعایت قاعده هشتایی برای اتم مرکزی.
۶)رعایت قاعده هشتایی برای اتمهای اطراف اتم مرکزی(البته بجز H که دوتایی می شود





نوع مطلب :
برچسب ها : شیمی 2،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...